﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>ندای کویر در توقیف 30 سالگی انقلاب</title>
    <description>nedayekavir3's description</description>
    <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>امیر شکیبا</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 26 Jul 2010 21:22:25 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>عکس دیده نشده ازسیدحسن خمینی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.jahannews.com/images/docs/files/000126/nf00126622-1.jpg" alt="" width="458" height="305" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/24</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5364724</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5364724</guid>
      <pubDate>Mon, 26 Jul 2010 21:22:25 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>محسن آرمین آزاد شد</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;محسن آرمین پس از تودیع وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به  گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع&amp;zwnj;رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران،  امروز - شنبه - محسن آرمین پس از تودیع وثیقه صادره به میزان 200 میلیون  تومان از زندان آزاد شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;img src="http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRuE7y4zYvNiduAaePiXd48idU7W-82vD8VbRIOepsK1Kgy_1o&amp;amp;t=1&amp;amp;usg=__E7D6yAvE9o97uqIrFji2_Y_-sTI=" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادستان تهران اواخر اردیبهشت&amp;zwnj;ماه به ایسنا  گفت: محسن آرمین عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به اتهام ارتکاب جرایم  امنیتی بازداشت شده است و پرونده این عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین  انقلاب اسلامی، در دادسرای شهید مقدس در حال بررسی است و تحقیقات در این  زمینه ادامه دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/23</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5353607</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5353607</guid>
      <pubDate>Sat, 24 Jul 2010 18:53:26 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آیا می دانید ؟؟؟...</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style="float: left; border: 0pt none;" src="http://ser03.pc08.info/index.php?url=ki91Gw7t9N%2FIJt2t7%2FqvbYC8We%2Bsc7g5PMXM98YeND2Yv7XgIQDKpNaLn9E5qp88fdQcLGY8Fkk59Qty%2FGiXIFN6Nvc%3D" border="0" alt="" width="177" height="244" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که اگر شخصی ۲۰۰ سال عمر کند و هرماه ده میلیون تومان خرج کند، در طی ۲۰۰ سال به ۲۴ میلیارد تومان نیاز خواهد داشت؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید یکی از روسای جمهور  توانسته&amp;nbsp;۳۴۰ هزار میلیارد تومان را از درآمدهای نفتی بر باد دهد؟ (بانک  مرکزی - وزارت نفت - روزنامه سرمایه ۱۷/۱۲/۸۷ و ۰۶/۰۳/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که در طول تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران هیچوقت این ثروت برای ایران بوجود نیامده بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که در جنگ ۸ ساله؛ سالانه  بطور متوسط ۱۲۵ میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شد، اما عملکرد یکی از  دولتها باعث شد سالانه ۱۸۸ میلیارد دلار خسارت به کشور زده شود؟ (جدول متن  ثروت های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید خسارت همان دولت در اقتصاد،  حدود ۷۵ درصد جنگ ۸ ساله با صدام بوده و خسارت های اجتماعی، علمی و معنوی و  فرهنگی و سیاسی آن قابل محاسبه نیست؟(جدول متن ثروت های ملی بر باد رفته  در همین مطالب عملکرد اقتصادی)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که همان دولت،&amp;nbsp;گاز را از کشور  ترکمنستان ۳۵۰ دلار در هر هزار متر مکعب می خرد و به ترکیه ۲۰۰ دلار می  فروشد؟ و آیا میدانید که پیشنهاد ترکمنستان ۱۴۰ دلار بود، اما پس از طولانی  شدن مذاکرات، نهایتاً قرارداد ۳۵۰دلاری منعقد شد؟ (روزنامه سرمایه  ۱۴/۱۰/۸۷)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که ۴۴ درصد درآمد های نفت،  گاز و پتروشیمی کشور در پس از انقلاب، در طی دوره ۴ ساله ریاست جمهوری همان  رییس دولت اتفاق افتاده است؟ (وزارت نفت - بانک مرکزی - روزنامه سرمایه  ۱۷/۰۲ و ۰۶/۰۳/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که خسارت اقتصادی همان  دولت&amp;nbsp;آنقدر زیاد است که به هر خانواده ایرانی بیش از ۵/۱ کیلوگرم طلا می  رسید؟ (مقاله فرصت سوزی ها و خسارات اقتصادی همان دولت)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که لایحه چند همسری را همان دولت به مجلس تقدیم کرده بود تا بصورت قانون درآید؟ (سایت مجلس)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که ساخت پالایشگاه های نفت در  همان دولت،&amp;zwnj;سالانه ۵/۱ درصد پیشرفت داشته و با این حساب ۶۷ سال طول می کشد  تا ساخته شوند؟(روزنامه سرمایه ۱۴/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که مهندس میر حسین موسوی در  زمان جنگ از محل صرفه جویی برنج یارانه ای، پالایشگاه آبادان را در در طی  ۹۸ روز به بهره برداری رساند؟(سایت کلمه)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که دارندگان سهام عدالت بابت  قسط های دو سال ۸۶ و ۸۷ حدود ۲۰۰ هزار تومان به همان دولت بدهکارند، اما  همان دولت برای جمع آوری رای، ۸۰ هزار تومان سود آنها را پرداخت می کند و  پس از به قدرت رسیدن، اقساط را دریافت خواهد کرد؟ (روزنامه سرمایه یکی از  شماره های اردیبهشت)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید به علت اینکه شرکت های زیان  ده را به شرکت های سهام عدالت داده اند، سهام عدالت فاقد سود بوده، اما  همان دولت برای عوامفریبی سودی پرداخت می کند؟ (روزنامه سرمایه یکی از  شماره های اردیبهشت)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که در بازارهای خرید و فروش سهام، سهام عدالت پانصد هزار تومانی را حتی به ۵۰۰ تومان نمی خرند؟ (بروید امتحان کنید)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که گرانی لجام گسیخته در  جامعه، که نتیجه سیاست های اقتصادی همان دولت است باعث شده، ارزش حقوق ۷۰۰  هزار تومانی امروز مانند حقوق ۲۰۰ هزار تومانی سال ۸۴ باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید طبق آمار بانک جهانی، فساد در  دستگاههای دولتی ایران در طی ۴ سال همان دولت، ۶۵ رتبه اضافه شده و به ۱۴۱  در بین ۱۹۴ کشور دنیا رسیده است؟ (صندوق بین المللی پول - روزنامه سرمایه  ۰۶/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که اعتبار گذرنامه ایرانی در  بین ۱۹۴ کشور جهان به رتبه ۱۹۳ رسیده و فقط یک کشور وضع بدتری نسبت به ما  دارد؟ (صندوق بین المللی پول - روزنامه سرمایه ۰۶/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید عملکرد همان دولت در بانک های  کشور، آنها را به پرتگاه ورشکستگی کشانده و آیا میدانید که ورشکستگی  بانکها در هر کشوری از خطر جنگ بالاتر است؟ (دنیای اقتصاد ۰۳/۱۲/۸۷ و  روزنامه سرمایه ۰۶/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که امارات و قطر از میدان های  گازی مشترک سالانه بیش از ۱۲ هزار میلیارد تومان گاز بیشتر برداشت می کنند  و عدم سرمایه گذاری ایران در دولت نهم منجر به این شده که همسایگان شمالی و  جنوبی منابع و ثروت مردم ایران را به یغما ببرند و همچنین اهمیت این موضوع  کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست؟ (وزارت نفت - روزنامه سرمایه  ۲۱/۰۲ و ۱۰/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید عملکرد تنش زای سیاست خارجی همان دولت باعث شده که:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1- تحریمهای بین المللی امکان تکمیل طرح  های نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع را غیر ممکن کند. 2- باجهای فراوانی  در نفت و گاز و انرژی اتمی و حتی در زمینه حقوق ایران در دریای خزر به  روسیه داده شود . 3- امکان انتخاب ایران برای عقد قرارداد با شرکت های  معتبر و مهم نفت و گاز دنیا از دست برود و بجای آن شرکت های دست چندم چینی و  روسی و حتی ویتنامی و اندونزیایی با تکنولوژی عقب افتاده جایگزین آنها  شود. 4- طرح ها و کارخانه های جدید ایجاد نشود و مسیر رشد و توسعه کشور  بسته شود . 5- و صدها فرصت ثروت و درآمد و میلیون ها شغل از دست برود؟  (بانک مرکزی - بانک جهانی - روزنامه سرمایه ۰۲/۰۳/۸۸) ۱- کالاهای وارداتی  ۴۲ هزار میلیارد تومان گران خریداری شود .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید سیاست خارجی همان دولت با  کشور هایی در ارتباط است (جزایر قمر) که دولت آنها حتی پول بلیط هواپیما  ندارد و با خرج ایران به کشور ما می آیند؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید رییس همان دولت در سفر به  کنیا (کشور آفریقایی) پیشنهاد داده که ایران حاضر است نفت را با ۳۰ درصد  تخفیف بفروشد؟ (اکونومیست شماره های مربوط به اسفند ماه ۸۷)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید یک رئیس جمهور در دنیا به  عنوان دکور و نماد یک ملت و کشور مطرح است و لحن صحبت و برخوردهای آقای  رییس جمهور همان دولت باعث شده نگاه جهانی به ایران، یک نگاه منفی و  نامناسب باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که بسیاری از کارخانه هایی که  رییس همان دولت در دو سال اول ریاست جمهوری خود افتتاح کرد بین ۶۳ تا ۹۵  درصد آنها در زمان رییس دولت قبلی ساخته شده بودند؟ (روزنامه سرمایه  ۲۹/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید پروژه ماهواره ایرانی امید در دولت های قبلی شروع شده بود و عمده کار آن را دولت قبلی همان دولت انجام داده بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که تعدادی از پروژه ها و طرح  ها و کارخانه ها در زمان دولت قبلی به بهره برداری رسیده و آن زمان افتتاح  شده بود ، اما وزرای همان دولت&amp;nbsp;دوباره آنها را افتتاح می کنند؟ (روزنامه  سرمایه ۲۹/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که همان دولت شروع حفاری و  ساخت تونل البرز را در راه آهن اصفهان - شیراز با نشان دادن تونل دیگری، به  عنوان اتمام و بهره برداری به ملت گزارش داد و ملت را فریفت؟ (اعتماد  ۱۰/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که صدا و سیما عملکرد کوچک  رییس همان دولت را بسیار بزرگ جلوه داده و بارها برای آن تبلیغ راه می  اندازد، اما عملکرد دولت قبلی همان دولت را گزارش نمیکرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که در دولت قبلی همان دولت،  راه آهن بافق - مشهد به طول ۱۰۰۰ کیلومتر سه ساله ساخته شد، اما در همان  دولت، سالانه کمتر از ۵۰ کیلومتر راه آهن ساخته شده است؟ (اعتماد ۱۰/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید در کدام دولت هزاران میلیارد  تومان از درآمد های نفتی به خزانه واریز نشده و مشخص نیست که چه شده است؟  (روزنامه سرمایه ۰۱/۰۲/۸۸ و دیوان محاسبات)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که برای صادرات میوه ایران،  هواپیمایی عوارض سنگینی میگیرد، اما برای واردات میوه عوارض پایین؛ و نتیجه  این امر آن شده که میوه های خارجی باعث ورشکستگی باغداران و کشاورزان شود؟  (روزنامه سرمایه ۱۴/۰۲ و ۲۹/۰۱/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که در دولت قبلی همان دولت،  ایران به خودکفایی گندم رسید اما با سیاست های همان دولت باعث شد که  در&amp;nbsp;۱۳۸۷ با ۵ میلیون تن واردات یکی از بزرگترین وارد کنندگان گندم جهان شده  ایم؟ (روزنامه سرمایه ۱۴/۰۲ و ۲۹/۰۱/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید که در همان دولت در طی حدوداً  چهار سال فقط ۲۱۰۰ واحد مسکن مهر ساخته شده (یعنی سالانه ۵۲۵ واحد) و با  این روند برای رفع مشکل مسکن مردم و جوانان بیش از ده هزار سال زمان لازم  است، این در حالی است که تاریخ ایران از زمان هخامنشیان تا به حال ۲۵۰۰ سال  بیشتر نیست؟ (سایت مسکن مهر - وبلاگ مهندس عبدالعلی زاده - و یکی از شماره  هایاردیبهشت روزنامه سرمایه)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید به اعتراف مسئولان همان دولت و  نظر کارشناسان طرح هایی مانند مسکن مهر، بنگاههای زود بازده، اشتغال سریع و  سهام عدالت همگی طرح های شکست خورده اند و تقریباً هیچ نفعی برای ملت  نداشته و دولت با تبلیغات فراوان از طریق تلویزیون و رادیو توانسته نظر  مردم را جلب کند؟ (روزنامه سرمایه ۲۸/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا میدانید در معاونت برنامه ریزی و  نظارت راهبردی همان دولت، رییس همان دولت&amp;nbsp;با راه اندازی دوره های چند ماهه  به تعدادی از همکاران دولتی، مدرک فوق لیسانس داده می شود . این در حالی  است که در دانشگاهها برای گرفتن مدرک فوق لیسانس بایستی حدود دو سال وقت  صرف کرد؟ (روزنامه سرمایه ۲۰/۰۲/۸۸)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;آیا می&amp;shy;توانید حدس بزنید که این &amp;laquo;همان دولت&amp;raquo; کدام دولت است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/22</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5348756</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5348756</guid>
      <pubDate>Fri, 23 Jul 2010 20:09:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ به یک دوست خشمگین ( نوشته ای از سید ابراهیم نبوی )</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بخش نخست:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اگر مهاجرانی وزیر ارشاد نبود&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دیروز یکی از دوستانم یادداشتی نوشت که فکر می کنم خواندنش و پاسخ به آن&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; می تواند به ما کمک فراوانی بکند. او نوشته است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; " امروز نبوی یادداشت کوتاهی نوشته بود با عنوان: انتقاد حق مسلم ماست.&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; البته که حق مسلم ماست. اما پیش از انتقاد شاید گاهی باید یک تلنگری&lt;br /&gt; بخوریم تا چیزهایی یادمان بیافتد. صحبتم با طنز پرداز و نویسنده زبر دستی&lt;br /&gt; است که سالها مقاله ای صنار و سه شاهی از گل آقا و جامعه می گرفت، لابد&lt;br /&gt; خانه ای اجاره ای داشت در تهران، اما با عشق به کارش به لب همه ما لبخند&lt;br /&gt; می آورد. ابراهیم خان! همان زمانی که شما تاکسی می گرفتی ومی رفتی دفتر&lt;br /&gt; روزنامه سیاسیون با راننده و ماشین دولتی در شهر تردد می کردند. یکی از&lt;br /&gt; آنها عطاءالله خان مهاجرانی که در دوران وزارت هم پسر بزرگش راننده داشت،&lt;br /&gt; هم دختر بزرگش، هم لابد پسر کوچکش و دختر کوچک هم که کوچک تر از آن بود&lt;br /&gt; که راننده اختصاصی داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; غرض این که به شما یاداوری بکنم نقش نویسنده و روشنفکر یک چیز است و نقش&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; سیاست مدار از جمله از نوع اصلاح طلب یک چیز. اهل سیاست مرغ و مسمای&lt;br /&gt; حکومت را زده اند به شکم، ویلای لواسان از دست سردار سازندگی، سهام فلان&lt;br /&gt; کارخانه، حقوق مزایا خلاصه شیرینی جمهوری اسلامی زیر دندانشان مانده. پس&lt;br /&gt; تعجبی ندارد وقتی از مهاجرانی می پرسند چه کسی در جنبش سبز است؟ بگوید یک&lt;br /&gt; سری از اول با امام مخالف بودند، با روحانیت مخالف بودند و اینها در جنبش&lt;br /&gt; نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; خب مهاجرانی بقای سیاسی خودش را در نظام اسلامی تعریف می کند. اگر نظام&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; نباشد کرسی وکالت نیست، لباس صدارت نیست. اما نبوی جان جمهوری اسلامی که&lt;br /&gt; نباشد برای ما یک کافه باحالی در دربند هست که آبجوی تگری بنوشیم. &amp;nbsp;یا&lt;br /&gt; برادر زن آقای مهاجرانیی کدیور در روز روشن شعارهای مردم را نادیده می&lt;br /&gt; گیرد و ماهیت انقلابی و ضد ولایی جنبش را نادیده می گیرد. برادر من این&lt;br /&gt; ها هدف دارند، اینها می خواهند ولی فقیه و رییس جمهور شوند. هزار بی شرفی&lt;br /&gt; هم می کنند تا به مقصود برسند. من و توی یک لاقبا که نه سهمی از زمین های&lt;br /&gt; لواسان داشته ایم و نه دلار نرخ دولتی می گرفتیم در بازار آزاد آبش کنیم،&lt;br /&gt; می توانیم با شرافت بنویسیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شما هم باهوش تر از آن هستی که تناقضات حرف های موسوی و تمسک به قانون&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; اساسی را بفهمی. پس سوالی نمی ماند جز این که یاداوری کنم جو گیر نشو&lt;br /&gt; اخوی. &amp;nbsp;اصلاح طلب ها را باید مدام فشار داد تا دو کلمه حرف مناسب از&lt;br /&gt; دهانشان بیرون بیاید، اگر ما بشویم تحصین گر چشم بسته آقایان که نمی شود.&lt;br /&gt; دفعه قبل که خیلی ها سکوت کردند تا انقلاب در برابر رژیم شاه پیروز شود،&lt;br /&gt; آن اتفاق افتاد. هدف من تضعیف تلاش&amp;zwnj;های موسوی و ایستادگی&amp;zwnj; شان در مقابل&lt;br /&gt; خامنه&amp;zwnj;ای و کودتاچیان نیست. به نظرم بیش از آن که از موسوی انتظار می&amp;zwnj;رفت&lt;br /&gt; ایستادگی کرد و به خواست&amp;zwnj;های ولی&amp;zwnj;فقیه نظام تن ندادند و به همین خاطر از&lt;br /&gt; " کشتی نظام" که حالا تبدیل به " قایقی" شده پیاده شدید. می&amp;zwnj;دانم تا کجا&lt;br /&gt; از سوی خامنه&amp;zwnj;ای و کودتاچیان تحت فشار هستند، محدودیت&amp;zwnj;ها را نیز درک&lt;br /&gt; می&amp;zwnj;کنم، خوشحالم که به جای خاتمی، آقایان که مقاوم&amp;zwnj;ترند کاندیدا شدید.&lt;br /&gt; ببخشید این مقاله نبود. بیشتر یک کامنت طولانی بود."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دوست عزیز!&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پاسخ به این نوشته را لازم می دانم، و بسیار لازم می دانم چرا که آنچه می&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; گویی، تنها سخن شخص شما نیست، و از سوی دیگر، چیزهایی می دانم که حدس می&lt;br /&gt; زنم شنیدنش برای تو نیز مفید باشد. من انتظار ندارم که شما به صرف خواندن&lt;br /&gt; پاسخ های من در نگاه تان تجدید نظر کنید، اما امیدوارم بتوانم واقعیت را&lt;br /&gt; چنانکه درک می کنم به شما منتقل کنم، آنگاه تو " خواه پند گیر و خواه&lt;br /&gt; ملال"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; نوشته ای " صحبتم با طنز پرداز و نویسنده زبر دستی است که سالها مقاله ای&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; صنار و سه شاهی از گل آقا و جامعه می گرفت، لابد خانه ای اجاره ای داشت&lt;br /&gt; در تهران، اما با عشق به کارش به لب همه ما لبخند می آورد. ابراهیم خان!&lt;br /&gt; همان زمانی که شما تاکسی می گرفتی ومی رفتی دفتر روزنامه سیاسیون با&lt;br /&gt; راننده و ماشین دولتی در شهر تردد می کردند. یکی از آنها عطاءالله خان&lt;br /&gt; مهاجرانی که در دوران وزارت هم پسر بزرگش راننده داشت، هم دختر بزرگش، هم&lt;br /&gt; لابد پسر کوچکش و دختر کوچک هم که کوچک تر از آن بود که راننده اختصاصی&lt;br /&gt; داشته باشد. غرض این که به شما یاداوری بکنم نقش نویسنده و روشنفکر یک&lt;br /&gt; چیز است و نقش سیاست مدار از جمله از نوع اصلاح طلب یک چیز. اهل سیاست&lt;br /&gt; مرغ و مسمای حکومت را زده اند به شکم، ویلای لواسان از دست سردار&lt;br /&gt; سازندگی، سهام فلان کارخانه، حقوق مزایا خلاصه شیرینی جمهوری اسلامی زیر&lt;br /&gt; دندانشان مانده."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; باید پاسخ بدهم که همه چیز آنطور نیست که می گویی، بگذار به سیاق خود با&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; اعداد و نظم ریاضی نکته به نکته مو به مو شرح کنم که ماجرا چیست:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اول: گفته ای که من نویسنده بودم و چیزی می نوشتم و کار فرهنگی می کردم و&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; مهاجرانی، وزیر حکومت بوده و از امکانات دولتی استفاده کرده و چنان می&lt;br /&gt; گویی که انگار هنوز هم همان است. بگذار برایت بگویم که من نیز زمانی&lt;br /&gt; مانند مهاجرانی در همین حکومت خدمت می کردم، فکر می کردم به مردم خدمت می&lt;br /&gt; کنم. در سال 1364 به این نتیجه رسیدم که نمی خواهم شریک سیاست حکومتی&lt;br /&gt; بشوم که از نظر آن روز من، کارش به نفع ملت نبود. از هر چه سیاست بود&lt;br /&gt; کنار کشیدم و به صدا و سیما رفتم و در آنجا سعی کردم کاری کنم که برنامه&lt;br /&gt; هایی بهتر و زیباتر برای مردم ساخته شود و حقایق بیشتری به گوش شان برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بعد از دو سال این تلاش را نیز کم اثر دیدم و با محمد هاشمی دعوا کردم و&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; دولت را یکسره گذاشتم کنار و ماشین تهران 51 را تحویل دادم و سوار تاکسی&lt;br /&gt; شدم و رفتم به سراغ نویسندگی، و دیگر فقط نویسنده شدم و این ماجرا در&lt;br /&gt; ابتدای سال 1366 اتفاق افتاد. پشت دستم را واقعا، نه بطور تمثیلی، داغ&lt;br /&gt; کردم که دیگر هرگز هیچ کار دولتی نکنم و نکردم. من نیز زمانی در همین&lt;br /&gt; دولت بودم، اتفاقا برای همچو منی موقعیت دولتی جز حقوق کمتر و کار بیشتر&lt;br /&gt; و عذاب وجدان چیزی نبود. برادری داشتم که تاجر بود و به من گفته بود بیا&lt;br /&gt; برو فرنگ و دکترای جامعه شناسی بگیر و برگرد، و خودت را از این مخمصه کار&lt;br /&gt; دولتی بیرون بیاور، پاسخش دادم که اگر ما هم از این حکومت بیرون برویم،&lt;br /&gt; انقلاب نابود می شود و یک مشت دیوانه مملکت را به باد می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; می خواهم بگویم که اگر من در سال 64 از سیاست کشیدم کنار و در سال 66 کار&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; دولتی را یکسره رها کردم، و شدم نویسنده ای که می خواست به فرهنگ و هنر&lt;br /&gt; بپردازد، عطاء الله مهاجرانی هم سرنوشتی مثل من داشت. او نیز مدتی کار&lt;br /&gt; دولت را می کرد و بعد، نه بخاطر دزدی و فساد و بدی و بی لیاقتی، بلکه&lt;br /&gt; دقیقا بخاطر اینکه کارش به نفع مردم بود، از کار کنار رفت و به فرنگ آمد&lt;br /&gt; و حالا شده است همان نویسنده که می خواهد برای آزادی مردم بنویسد و کاری&lt;br /&gt; بکند. تردید ندارم که نه ایشان روش و منش مرا می پسندد و نه من روش و کنش&lt;br /&gt; او را دوست می دارم، اما شک ندارم که آنچه او می کند، به نفع همه&lt;br /&gt; آزادیخواهان است، چه آنانکه مثل او فکر می کنند، چه آنها که از او بدشان&lt;br /&gt; می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دوم: به دلایل کاملا شخصی، من از یک موجود ایدئولوژیک تبدیل به یک&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; نویسنده مطرود شده بودم، و مهاجرانی در دایره قدرت سعی می کرد شرایط را&lt;br /&gt; به نفع قدرت خوب پیش ببرد، اما همان انسان مذهبی ایدئولوژیک بود، از او&lt;br /&gt; شخصا خوشم نمی آمد، کما اینکه فکر می کنم او هم هرگز بعد از چرخش من، از&lt;br /&gt; من خوشش نمی آمد. اما من همواره نقش او را در حکومت و دولت تحسین می&lt;br /&gt; کردم. وقتی در صدا و سیما بودم، رمان رضا براهنی به دستم رسید، رمان "&lt;br /&gt; رازهای سرزمین من" را می خواست منتشر کند و مجوز نمی دادند. مساله را به&lt;br /&gt; مهاجرانی گفتم و او کمک کرد تا آن کار اجازه چاپ بگیرد. بعدا هم هر جا&lt;br /&gt; بود، همیشه طرفدار گسترش فکر و فرهنگ بود. وقتی به ارشاد خاتمی رفت، کاری&lt;br /&gt; کرد کارستان. او فضای فرهنگی کشور را باز کرد. مجوز نشر بسیاری از&lt;br /&gt; کتابها، موسیقی ها، فیلمها، نشریات، مراسم فرهنگی، موسسات فرهنگی و&lt;br /&gt; بسیاری دیگر از فعالیت های فرهنگی داده شد، و همین فضای زندگی فکری و&lt;br /&gt; سیاسی و فرهنگی را ایجاد کرد. اتفاقا از نظر من بزرگی مهاجرانی بخاطر&lt;br /&gt; کارش به عنوان نویسنده، یا نقش اش در جنبش سبز، یا مخالفتش با حکومت&lt;br /&gt; نیست، بلکه بخاطر دوران طلایی حضور او در وزارت ارشاد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اگر من نویسنده توانستم کتابهایم را منتشر کنم، بخاطر وجود فردی مثل&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; مهاجرانی بود. بارها با او بر سر انتشار آثارم دعوا کردم، اما همواره می&lt;br /&gt; دانستم، همین که کسی هست که با دعوایی می شود از او مجوز انتشار کتابی را&lt;br /&gt; گرفت، این یعنی یک خدمت بزرگ. مهاجرانی ممکن است هزار تیر تهمت به سویش&lt;br /&gt; رها باشد و چه بسا که تیری نیز بر او کارگر شود و بعید نیست تهمتی هم&lt;br /&gt; درست از آب دربیاید. اما همان دوره کوتاه حضورش در ارشاد که " رویه" ای&lt;br /&gt; شد برای پنج سال آزادی فرهنگی توسط مسجد جامعی، بزرگترین دلیل افزایش&lt;br /&gt; تولید فرهنگ آزادی، تولید هنر و هزار کار فرهنگی است که پیش از او نمی&lt;br /&gt; شد. شرم آور است که استبداد سیاسی کاری کرده که من نویسنده همیشه باید&lt;br /&gt; چشمم به در وزارت ارشاد باشد تا اجازه زنده بودن را به آثارم بدهند یا&lt;br /&gt; ندهند، اما همین است که هست و در این هستی زشت، وجود آدمی مثل مهاجرانی&lt;br /&gt; بود که به من و هزاران روزنامه نگار، نویسنده، طراح، نقاش، سینماگر،&lt;br /&gt; موسیقیدان، اهل نمایش، مجسمه ساز اجازه می داد تا آزادی بیشتری داشته&lt;br /&gt; باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; سوگمندم که بگویم ما مردم ایران، مردم خوبی نیستیم. اگر کسی مثل کرباسچی&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; ده سال برای ما کاری بزرگ بکند، اما یک بار یک اشتباه بکند، بکلی او را&lt;br /&gt; حذف می کنیم و از دایره خوبان بیرونش می کنیم، در حالی که در هر جای جهان&lt;br /&gt; اگر کسی یک بار خدمتی به مردم بکند، تا عمر دارد قدرش می دانند. آقای بنی&lt;br /&gt; صدر از زمانی که به فرانسه رفت، در جایی شبیه کاخ زندگی می کند، چرا که&lt;br /&gt; دولت فرانسه متعهد است که وقتی رئیس جمهوری را پناه داد، با او مثل یک&lt;br /&gt; رئیس جمهور رفتار کند. در حالی که در فرهنگ ایرانی همین که کسی دوران&lt;br /&gt; قدرتش تمام شود، همین که کشته نشود یا از کشور اخراج نشود، گویی که&lt;br /&gt; بزرگترین لطف را به او کرده ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در باره مهاجرانی بگویم که من قدردان همیشه و ابدی دوران طلایی حکومت&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; مهاجرانی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم. او مرا به عنوان نویسنده&lt;br /&gt; زنده کرد، و همچون من هزاران تن بودند. بسیاری از کسانی که بیرون ایران&lt;br /&gt; زندگی می کنند، در دوران طلایی فرهنگ در عصر خاتمی کتابهای شان را که در&lt;br /&gt; بیرون ایران بزحمت با تیراژ دویست یا حداکثر پانصد نسخه منتشر می کردند،&lt;br /&gt; در همان زمان کتاب های شان را با تیراژ بسیار بالا در داخل منتشر کردند و&lt;br /&gt; همین شد که بزرگانی مانند بهمن فرمان آرا آمدند به ایران و فیلم ساختند و&lt;br /&gt; زندگی شان از این رو به آن رو شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; سوم، نوشتید که مهاجرانی از سه چهار ماشین دولتی استفاده می کرد و ویلایی&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; در لواسانات داشت و خانه ای لابد در جای دیگر و چهار راننده داشت و از&lt;br /&gt; چرب و شیرین قدرت بهره مند بود. حرف درستی است. ولی نمی دانم این چه&lt;br /&gt; اشکالی دارد، در کشوری مثل ایران؟ درست برعکس، مرتضی نبوی وقتی در دهه&lt;br /&gt; شصت وزیر مخابرات بود، با موتور سیکلت سرکار می رفت. در تمام آن دوران&lt;br /&gt; ایران مسخره بازاری بود به لحاظ ارتباطات الکترونیک، بعدا که غرضی آمد و&lt;br /&gt; نقض غرض کرد و شاید هم کلی ماشین و خانه گرفت، وضع مخابرات ایران بهتر&lt;br /&gt; شد. شما بهتر از من می دانید که آقای احمدی نژاد، نه حقوقی کلان می گیرد،&lt;br /&gt; نه خانه ای در لواسانات دارد، نه در تورنتو برای خودش خانه ای خریده است،&lt;br /&gt; اما همین موجود پاکدست شریف که دزد نیست، 270 میلیارد پول کشور را در عرض&lt;br /&gt; چهار سال به آشغال تبدیل کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ممکن است پولی هم به فقرا و مردم محروم رسیده باشد، نوش جان شان، اما بخش&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; اعظم پولی که توسط احمدی نژاد مصرف شد، اتلاف بودجه کشور بود. قدرت خرید&lt;br /&gt; مردم کاهش یافت و رشد کشور رو به نزول گذاشت و زیانی عظیم براقتصاد وارد&lt;br /&gt; شد. من ترجیح می دهم یک دزد حرفه ای ولی باعرضه رئیس جمهور بود، یک&lt;br /&gt; میلیارد از بودجه کشور را می دزدید ولی مردم زندگی بهتری داشتند. مشکل ما&lt;br /&gt; کارآمدی است، اگر وزیری دستش پاک باشد که چه بهتر، ولی زیان یک وزیر بی&lt;br /&gt; عرضه که حقوق نمی گیرد، میلیونها بار بیشتر از حقوق نگرفته اوست. کدام&lt;br /&gt; فقیر و شریفی را می شناسید که در ایران بقدرت رسیده باشد و وضع معیشت&lt;br /&gt; مردم بهتر شده باشد؟ رضا شاه آمد و ایران را از یک ویرانه نفرین شده به&lt;br /&gt; یک کشور تبدیل کرد، یک عالمه هم دزدید، اما تمام دزدی او به اندازه یک&lt;br /&gt; هزارم خدمات او به کشور نمی شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مهاجرانی با چهار ماشین و لابد سه چهار کارمند و منشی و چند میلیون تومان&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; پول حقوق ماهانه، زندگی خوبی برای خودش فراهم کرد. خدا را شکر که بلد بود&lt;br /&gt; از ویلا استفاده کند و آدم خوش سلیقه ای بود. احمدی نژاد همین امروز، با&lt;br /&gt; حداقل یک گارد محافظ پنجاه نفره، حداقل ده اتومبیل، یک هلی کوپتر، یک&lt;br /&gt; هواپیمای نیمه اختصاصی، ماهانه حقوق اندکی می گیرد، ولی کاری جز ضربه زدن&lt;br /&gt; به زندگی مردم ندارد. کدامش را می خواهید؟ انتخاب با شماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; چهارم: ممکن است بگوئید که ما وزیری و وکیلی و مسوولی می خواهیم که هم&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; پاک باشد و هم کارآمد، یعنی مثل خاتمی. اگر چنین کسی باشد با او چه می&lt;br /&gt; کنید، هیچ، فریاد می زنیم " خاتمی خاتمی، استعفا استعفا" آدمی چون خاتمی&lt;br /&gt; تا زمانی که جامعه و دولت و نفت و دین دولتی به این سیاق باشد، پایدار&lt;br /&gt; نمی ماند. خاتمی یک موهبت و یک شانس بزرگ بود. شاید گریه خاتمی را در&lt;br /&gt; دومین بار که ثبت نام کرد، بخاطر نداشته باشید. او می دانست که نه حکومت،&lt;br /&gt; نه سیاستمداران، نه مردم و نه حتی روشنفکران نمی گذارند او چنانکه می&lt;br /&gt; خواهد و می تواند حکومت کند. او گریست به حال روزی که دانشجویی بر سرش&lt;br /&gt; فریاد بزند و هر چه می خواهد بگوید، و همان دانشجو سه چهار سال بعد&lt;br /&gt; گرفتار زندان حکومتی بود که هم کتکش می زد، هم نمی گذاشت حرف بزند، هم&lt;br /&gt; اخراجش می کرد. همان دانشجو سه سال بعد، آرزویش این بود که ای کاش کسی&lt;br /&gt; شبیه خاتمی برسر کار باشد که بشود از او سووال کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; تا زمانی که نفت هست، فساد دولتی در ایران خاتمه نخواهد یافت. تا زمانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; که دین دولتی بر سر کار است، کارآمدی به عنوان معیار انتخاب رعایت نخواهد&lt;br /&gt; شد. تا زمانی که مردمی در کشور زندگی می کنند که تا یک هفته قبل از&lt;br /&gt; انتخابات نمی توانند تشخیص بدهند که هاشمی رفسنجانی بهتر از احمدی نژاد&lt;br /&gt; است، پوپولیسم همچنان از ملت ما سواری خواهد گرفت. و تا وقتی روشنفکران&lt;br /&gt; کشورما، بخاطر فرهنگ دولتی مجبورند کارمندان وزارت ارشاد و صدا و سیما&lt;br /&gt; باشند یا بخاطر یک وام تمام حیثیت شان را بفروشند، یا مجبور باشند آواره&lt;br /&gt; فرنگ شوند و بی مخاطب بمانند، یا در سکوت زندگی کنند و تولیدشان متوقف&lt;br /&gt; شود تا شرافت شان به باد نرود، انتظار نداشته باشیم که رشد فرهنگی و توجه&lt;br /&gt; به قانون و دولت پاک و فرهنگ پاک داشته باشیم. فرق مهاجرانی با وزرای&lt;br /&gt; قبلی و بعدی ارشاد در این است که همه شان از امکانات دولتی استفاده&lt;br /&gt; کردند، اما مهاجرانی و مسجد جامعی به دلایل شخصی و تاریخی به فرهنگ و&lt;br /&gt; آزادی خدمتی گران کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; رفیق من! برادرم!&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زمانی که مهاجرانی وزیر بود، بخش وسیعی از اهل خرد آرزو می کردند که ای&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt; کاش او رئیس جمهور می شد، اگر کسی می گفت که مهاجرانی قرار است مدیرعامل&lt;br /&gt; صدا و سیما بشود، همه از خوشحالی سکته می کردیم، حالا شایعه حضور&lt;br /&gt; مهاجرانی در تلویزیون سبز که نه به بار است و نه به دار، چنان رگ های&lt;br /&gt; گردن تان را بیرون می زند که انگار شیطان مستقیما بر ما نازل شده است. من&lt;br /&gt; در سالها نوشتن و کار کردن در داخل و خارج از ایران یاد گرفته ام که باید&lt;br /&gt; شرایط ایران را در نظر گرفت و بدون تغییرات ممکن و مشخص این جامعه به&lt;br /&gt; جایی نمی رسد. جنبش سبز شانس بزرگ ما برای چنین وضعی است. اگر بدانیم که&lt;br /&gt; واقعیت اجتماعی چیست، اگر استقامت داشته باشیم، اگر وسط کار تصمیم مان&lt;br /&gt; عوض نشود و یکباره دل مان انقلاب نخواهد، اگر و هزار اما و اگر که در&lt;br /&gt; زندگی ماست..... و اما درباره بخش دیگر نوشته شما پاسخ می ماند به فردا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; این نوشته ادامه دارد.&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/21</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5344864</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5344864</guid>
      <pubDate>Thu, 22 Jul 2010 22:47:31 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قبل و بعد از زندان :شهرام امیری، جعفر پناهی ،عمادالدین باقی، هدایت آقایی ،محمد ع</title>
      <description>&lt;h3 class="post-title entry-title" style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://ser03.pc08.info/index.php?url=ho7asQqUb8PwzcgUjfY5BCJ2PKFK3DFaidiljB1AGoSjcbect6WpoLs72LeNd6x%2FLMIaxiyEgA4%3D"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;
&lt;div class="post-header" style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #ff9900;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt; &lt;span style="font-size: medium;"&gt;یا آمریکایی ها معنی شکنجه کردن بلد نیستند یا شهرام  امیری نمی داند شکنجه یعنی چه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src=" http://up.iranblog.com/Files/ca18622f8dba4d75a0f5.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src=" http://up.iranblog.com/Files/48643b15e7234fe9b038.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src=" http://up.iranblog.com/Files/065d30b55c014110b2ae.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src=" http://up.iranblog.com/Files/19fd9d3affc14cd08011.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="  http://up.iranblog.com/Files/f50fb138a0d543fb9437.JPG" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/19</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5316728</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5316728</guid>
      <pubDate>Fri, 16 Jul 2010 20:33:03 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عکس هایی از منزل شخصی مستر بین</title>
      <description>&lt;div class="title" style="text-align: center; margin-bottom: 10px; margin-top: 4px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="body" style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://shafaf.ir/files/fa/news/1389/4/24/11483_568.jpg" border="0px" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://shafaf.ir/files/fa/news/1389/4/24/11484_478.jpg" border="0px" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://shafaf.ir/files/fa/news/1389/4/24/11485_343.jpg" border="0px" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://shafaf.ir/files/fa/news/1389/4/24/11486_468.jpg" border="0px" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://shafaf.ir/files/fa/news/1389/4/24/11487_696.jpg" border="0px" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://shafaf.ir/files/fa/news/1389/4/24/11488_136.jpg" border="0px" alt="" /&gt;&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/18</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5313238</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5313238</guid>
      <pubDate>Thu, 15 Jul 2010 20:38:13 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دکتر شریعتی می گوید</title>
      <description>&lt;p style="direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;دموکراسی  می گوید : رفیق حرفت را خودت بزن ،نانت را من می خورم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="ltr"&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt;" dir="ltr"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;مارکسیسم  می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #ffff00;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;فاشیسم  می گوید : نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف  بزن!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; background: none repeat scroll 0% 0% #33ff33; color: black; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;اسلام حقیقی می  گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم&amp;nbsp; که به&amp;nbsp;حق  برسی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; color: black; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #33ff33;" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; background: none repeat scroll 0% 0% #ff6666; color: black; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;اسلام دروغین  می گوید:تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و  تو حرف بزن ... اما حرفی را که ما می گوییم!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #ff6666;" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: left;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; color: black;" dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; color: black; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;معلم،دکتر  علی شریعتی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; color: black;" dir="ltr" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 13.5pt; color: black;" dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; color: #1f497d;" dir="ltr"&gt; (&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/17</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5300275</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5300275</guid>
      <pubDate>Mon, 12 Jul 2010 21:20:33 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مراسم بزرگداشت خسرو شکیبایی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #00ffff;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;شامگاه یکشنبه 20 تیر ماه طی مراسمی از کتاب مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; در ایوان  شمس رونمایی شد و هنرمندان یاد و خاطره&amp;zwnj;اش را گرامی داشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بنابر این گزارش، مراسم راس ساعت 18 با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و  پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و در ادامه این برنامه، صدای  زنده یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; برای حضار در سالن پخش شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در ادامه &amp;laquo;رضا رشیدپور&amp;raquo; (مجری) این برنامه روی سن آمد، به حضار در سالن خیر  مقدم عرض کرد و از &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo; دعوت کرد تا روی سن بیاید و چند کلامی  برای حضار در سالن قرائت کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * مشایخی: یک هنرمند حرفهایش را با آثاری که خلق می&amp;zwnj;کند، ارائه می&amp;zwnj;دهد&lt;br /&gt; مشایخی روی سن آمد و سخنانش را چنین آغاز کرد: به نام خداوند جان خرد، کزین  برتر اندیشه بر نگذرد. خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم، اکثر شما  عزیزان میهمان نیستید بلکه میزبانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در ادامه &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo; یک بیت از حافظ را برای حضار در سالن قرائت کرد و  گفت: گر در سرت هوای وصال است ، باید که در گه اهل هنر شوی&lt;br /&gt; این پیشکسوت عرصه بازیگری ادامه داد: با تشکر از سازمان فرهنگی هنری  شهرداری تهران، به سهم خودم از آقای &amp;laquo;هادی منبتی&amp;raquo; که طرفدار هنر ایران زمین  است، تشکر می&amp;zwnj;کنم و با افتخار به وجود نازنین معلم بزرگوارم &amp;laquo;حمید  سمندریان&amp;raquo;. به او نمی&amp;zwnj;گویم استاد چرا که ایشان من را به حقیقت رساند و او  سمتی بالاتر استادی دارد. با تشکر ویژه از دلسوزانی که زحمت کشیدند و این  کتاب را تهیه کردند و به هیچ وجه، قصد، نیت و چشمداشت مالی نداشتند بلکه  اینها عاشق هنرمندان هستند.&lt;br /&gt; مشایخی در پایان کلامش نیز افزود: می&amp;zwnj;دانم شما اهل شنیدن نیستید بلکه یک  هنرمند حرف&amp;zwnj;هایش را با آثاری که خلق می&amp;zwnj;کند، ارائه می&amp;zwnj;دهد. به گزارش فارس،  در ادامه این مراسم تصاویری از درگذشتگان سال 1389 با عنوان کلیپ &amp;laquo;یاد  یاران&amp;raquo; ساخته &amp;laquo;فرامرز امینی&amp;raquo; برای حضار در سالن به نمایش درآمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * شهاب حسینی: شادروان &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; تجسم عینیت یافته خلوص بازیگری بود&lt;br /&gt; در ادامه این برنامه &amp;laquo;شهاب حسینی&amp;raquo; به روی سن آمد و در وصف شادروان &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo; سخن گفت. او سخنانش را چنین آغاز کرد: با عرض سلام و ادب و احترام  به محضر استادان در سالن به خصوص استاد &amp;laquo;حمید سمندریان&amp;raquo; که مفتخرم زیر  سایه حمایت ایشان وارد دنیای بازیگری شده&amp;zwnj;ام و استاد &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo; هم  نسبت به این بنده حقیر لطف دارند.&lt;br /&gt; حسینی در ادامه افزود: در محضر شما سخن گفتن کمی دشوار است اما از روح بلند  زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; مدد می&amp;zwnj;گیرم تا چند کلامی را بگوییم. در یک کلام  می&amp;zwnj;توان در مورد این عزیز سفر کرده بگوییم که زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; تجسم  عینیت یافته خلوص بازیگری بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * کرامتی: یادم هست روزی، روزگاری...&lt;br /&gt; در ادامه این برنامه کلیپ &amp;laquo;پرتره صورت بی&amp;zwnj;نقاب&amp;raquo; از آثار شادروان &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo; برای حضار در سالن به نمایش درآمد و &amp;laquo;مهتاب کرامتی&amp;raquo; روی سن آمد و  در وصف مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; سخن گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی اظهار داشت: یادم هست روزی، روزگاری زندگی آکنده بود از عشق و عشق  توانایی به امید رسیدن، یافتن، لحظه&amp;zwnj;ها را ساختن، دشمنی&amp;zwnj;ها را بدور  انداختن. دلم می&amp;zwnj;خواست درد سینه را مرهمی باشم برای سینه چاکان، من عاشق  شدم به خانه پروین، ولی بی&amp;zwnj;پروا بگوییم، عاشقانه نمی&amp;zwnj;گویم، باورها را بشکن،  آری عاشق مرده، اما من هنوز عاشقم، عاشق یک خوشه پروین.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * نجفیان: مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; با مردم خالص و فروتنانه رفتار کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در ادامه این برنامه &amp;laquo;رسول نجفیان&amp;raquo; روی سن آمد و برای حضار در سالن به اجرا  برنامه پرداخت و گفت:&lt;br /&gt; خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز&lt;br /&gt; پیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز&lt;br /&gt; ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد&lt;br /&gt; آتشی از جگر جام در املاک انداز&lt;br /&gt; عاقبت منزل ما وادی خاموشان است&lt;br /&gt; حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز&lt;br /&gt; چشم آلوده&amp;zwnj;نظر از رخ جانان دور است&lt;br /&gt; بر رخ او نظر از آینه پاک انداز&lt;br /&gt; غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند&lt;br /&gt; پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز&lt;br /&gt; نجفیان در ادامه افزود: درود می&amp;zwnj;فرستم برخانواده و مردم هنر دوست و یاد  مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; را به سهم خود گرامی می&amp;zwnj;دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در ادامه &amp;laquo;رسول نجفیان&amp;raquo;، دو اثر خود &amp;laquo;رسم زمونه&amp;raquo; و &amp;laquo;چوپان خراسانی&amp;raquo; را برای  حضار در سالن اجرا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی در ادامه طی سخنانی گفت: زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; با مردم خالصانه زندگی  کرد و وقتی جوانی از او تقاضای عکس و امضا می&amp;zwnj;کرد، او با فروتنی هر چه  تمام با این جوانان برخورد مهربانانه داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; هنگامی که رسول نجفیان &amp;laquo;رسم زمونه&amp;raquo; را می&amp;zwnj;خواند، همسر زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو  شکیایی&amp;raquo; به یاد او اشک می&amp;zwnj;ریخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * مجید جعفری: بخش عمده کار زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; با خانواده&amp;zwnj;اش بود&lt;br /&gt; در ادامه این برنامه &amp;laquo;مجید جعفری&amp;raquo; روی سن آمد و در وصف مرحوم &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo;، خاطرنشان کرد: صحبت کردن در مورد این مرد بزرگ کمی دشوار است اما  من به&amp;zwnj;دور از احساسات می&amp;zwnj;خواهم در وصف او سخن بگوییم که فکر می&amp;zwnj;کنم  بخش&amp;zwnj;هایی از این کلام شنیدنی باشد. بخش مهم زندگی &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; با  خانواده&amp;zwnj;اش بود، او زندگی جداگانه از کارش نداشت، همسرش هم از قدیم یکی از  دوستانش بود و نتیجه اولین ازدواج او فرزندی بود به نام &amp;laquo;پوپک&amp;raquo; اما رسم  زمانه در سزرمین ما این طور رقم می&amp;zwnj;خورد که بزرگان هرگز آسودگی نمی&amp;zwnj;بینند و  نخبه&amp;zwnj;کشی از رسوم دیرینه ما است که از نمونه آن می&amp;zwnj;توان به ذکریای رازی،  فردوسی و .. اشاره کرد که آن بزرگواران هم در روزگار سختی زندگی کردند. به  هر حال زندگی اول مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; به جدایی افتاد و زندگی دومی آغاز  شد و حاصل زندگی دوم فرزند ارزشمندی بود به نام &amp;laquo;پوریا&amp;raquo;، همچنین همسرش  &amp;laquo;پروین کوشیار&amp;raquo; هم تا آخر عمر این مرحوم همراه و همدل او بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی اظهار داشت: زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; هرگز زندگی را جدا از کارش نمی&amp;zwnj;دید  و این کار را سخت می&amp;zwnj;کرد اما همسرش با تمام استقامت و عشق او را حمایت کرد  تا او به موفقیت&amp;zwnj;های پیاپی دست پیدا کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی در ادامه افزود: همگان می&amp;zwnj;دانند که زندگی اول مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; هم  با عشق و محبت به وجود آمد و روزی که به اتمام رسید، همه ما حسرت خوردیم  اما شرایط، سختی&amp;zwnj;ها و دشواری&amp;zwnj;ها باعث این جدایی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; او گفت: به نظر من مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; خوب معرفی نشد و من از این کار  همواره ناراحت بودم اما شادروان &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; تمام زندگی&amp;zwnj;اش را به پای  هنر ریخت و عمق نگاه بسیار وسیعی داشت. در بازیگری از تئاتر آغاز کرد و  برای خود تعریف مشخصی از بازیگری داشت. او می&amp;zwnj;گفت: بازیگری فعلی است مرکب  از سه ترکیب حس، صدا و حرکت و هر سه این آیتم&amp;zwnj;ها را معنی می&amp;zwnj;کرد. او عنصر  خلاقیت، نویسندگی، کارگردانی و بازیگری را با هم داشت و من افتخار این را  داشتم که در 9 اثر تئاتر کنار این عزیز از دست رفته باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * صادقی: حضور زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; را در این مراسم احساس می&amp;zwnj;کنم&lt;br /&gt; در ادامه این برنامه &amp;laquo;ژیلا صادقی&amp;raquo; مجری هم در وصف مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo;،  گفت: ماه مبارک رمضان سال 1385 افتخار همکاری با این عزیز را داشتم و در آن  مقطع خیلی نتواستم با او صحبت کنم، اما امروز او را در این جمع حس می&amp;zwnj;کنم و  دوست دارم به او بگویم که چه آرام خفته&amp;zwnj;ای و دوست دارم بار دیگر تو را  بیینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بنابراین گزارش، در ادامه &amp;laquo;فاضل جمشیدی&amp;raquo; به همراه نوازندگی &amp;laquo;پریچهر خواجه&amp;raquo;  به مدت 15 دقیقه ترانه&amp;zwnj;ای برای حضار در سالن قرائت کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; *مدیری: از دست&amp;zwnj;نوشته&amp;zwnj;های مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; چیزی نماند جزء غم و اندوه&lt;br /&gt; در ادامه این برنامه &amp;laquo;مهران مدیری&amp;raquo; به روی سن آمد و در وصف مرحوم &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo;، خاطرنشان کرد: با عرض سلام خدمت حضار در سالن، روح مرحوم &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo; شاد و خداوند استاد &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo; را برای ما حفظ کند چرا که او  معرفت آن نسل را به ما آموخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مدیری ادامه داد: هنگامی که وارد سالن شدم دست&amp;zwnj;نوشته&amp;zwnj;ای از مرحوم &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo; به من دادند تا یکی از آنها را برای شما قرائت کنم اما وقتی آنها  را می&amp;zwnj;خواندم، یک چیز مشترک میان آنها وجود داشت و آن هم غم و اندوه بود و  این سوال به ذهنم آمد که چرا ما خوشحال نیستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; کارگردان &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های بربره&amp;raquo; تصریح کرد: ما عمدتا مشهوریم، پولداریم و ...اما  خوشحال نیستیم، جمله&amp;zwnj;ای به ذهنم آمد که یکی از زیباترین کلام&amp;zwnj;های تاریخ  ایران است که در فیلم &amp;laquo;کمال الملک&amp;raquo; ساخته شادروان &amp;laquo;علی حاتمی&amp;raquo; عنوان شد و  در آن کلام استاد &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo; درخشان ظاهر شده&amp;zwnj;اند. جایی که &amp;laquo;کمال  الملک&amp;raquo; به &amp;laquo;مظفرالدین شاه&amp;raquo;، گفت: در ممالک دیگر فراوان هنرمند مثل من وجود  دارد و یکی را بیش از دیگری ارج می&amp;zwnj;نهند اما من در اینجا یک تنم و شما با  این یک تن چه کردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * آغداشلو: مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; نازنین، با محبت و بی&amp;zwnj;آزار بود&lt;br /&gt; در ادامه این جلسه &amp;laquo;آیدین آغداشلو&amp;raquo; روی سن آمد و در مورد زنده&amp;zwnj;یاد &amp;laquo;خسرو  شکیبایی&amp;raquo;، گفت: با سلام، من اینجا هستم به خاطر این که وقتی بزرگی از میانه  می&amp;zwnj;رود، از هر جمعی و جماعتی فرقه&amp;zwnj;ای به یاد او جمع می&amp;zwnj;شوند و هر کس به  فراخور حال خود هدیه&amp;zwnj;ای را به میان می&amp;zwnj;آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; آغداشلو ادامه داد: زیاد حرفی نیست که پیش&amp;zwnj;تر ناگفته باشد. آخرین دیدار من و  مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; بر می&amp;zwnj;گردد به زمانی که برای استاد &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo;  گرامیداشتی برگزار شد و قرار نبود او سخن بگوید اما درخواست کردند و او آمد  روی سن و زود هم رفت و من فکر نمی&amp;zwnj;کردم که دیگر او را نخواهم دید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; او ادامه داد: او را از قدیم می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شناختم و همیشه او را دوست داشتم. او  نازنینی بود به تمام معنا و هر چه اساتید از او بگویند درست است، چرا او  سراسر مهر بود و از همه مهم&amp;zwnj;تر این که او آزاری نداشت و از این امر  ثمره&amp;zwnj;های فراوانی برد. در فیلم&amp;zwnj;هایی از او که پخش شد، دیدم که چقدر جوان،  رشید و قد بلند بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی در پایان خاطرنشان کرد: یکبار با دخترم &amp;laquo;تارا&amp;raquo; در رستورانی مشغول صرف  غذا بودیم که شادروان &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; با جمعی از دوستانش وارد آن رستوران  شد و در میز دیگری نشست و بعد از لحظه&amp;zwnj;ای من را دید، ایستاد و به من سلام  کرد. از آن لحظه بود که احترام دختر من به من صد چندان شد. او چه زود رفت و  رفتنش ساده نبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * سمندریان: خاطرات، هنر را زنده نگه می&amp;zwnj;دارد&lt;br /&gt; در ادامه &amp;laquo;حمید سمندریان&amp;raquo; به روی سن آمد و گفت: خاطره&amp;zwnj;ای ندارم و اما در  طول سال اتفاق&amp;zwnj;هایی است که ذهن انسان را پر می&amp;zwnj;کند و این ایام سپری می&amp;zwnj;شود و  به فراخور زمان خاطره&amp;zwnj;ها از میان می&amp;zwnj;روند و چیزی دیگری وارد ذهن می&amp;zwnj;شود و  این کار خوشایند است.&lt;br /&gt; او گفت: خاطره&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند یک قاب عکس باشند و یا یک فیلم که اذهان را پر  کند اما این شاخصه هنر است که زندگی را ادامه می&amp;zwnj;دهد. امروزه &amp;laquo;جمشید  مشایخی&amp;raquo; را دیدم که صدایش می&amp;zwnj;لزرد اما این صدا، خاطره محبت&amp;zwnj;های گذشته او  است و این دیدارها است که خاطرات را زنده نگه می&amp;zwnj;دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; *خمسه: با شادوران &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; فضای شادی داشتم&lt;br /&gt; در ادامه &amp;laquo;علیرضا خمسه&amp;raquo; به روی سن آمد و گفت: امشب شب شادی است اما هر کس  که می&amp;zwnj;آید، غمگین می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی در ادامه افزود: از &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; گفتن همین قدر که وقتی با او بودم،  فضای شادی داشتم و همیشه صدای خنده&amp;zwnj;اش در گوشم وجود دارد، حال سئوال این جا  است که چرا ما این قدر مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; را دوست داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; خمسه با اشاره به این که من همیشه شکیبایی را دوست دارم، ادامه داد: او  برای من حکم یک جویبار را دارد و این یک واقعیت است. یادم می&amp;zwnj;آید او روزی  به من گفت: چه دندان&amp;zwnj;های زیبایی داری...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; * رونمایی از کتاب شادروان &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo;&lt;br /&gt; درادامه این مراسم از کتاب شادروان &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; رونمایی شد و به صورت  تصویری از عواملی که در تهیه این کتاب نقش داستند، مصاحبه&amp;zwnj;ای تنظیم شد که  برای حضار در سالن به نمایش درآمد و در ادامه مجری از آقایان &amp;laquo;جمشید  مشایخی&amp;raquo;، &amp;laquo;حمید سمندریان&amp;raquo; و &amp;laquo;پروین کوشیار&amp;raquo; درخواست کرد تا روی سن بیایند و  جوایز کسانی که در تهیه این کتاب نقش داشتند، اهدا کنند که اسامی این  عزیزان به شرح زیر است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اکبر عالمی، جلال&amp;zwnj;الدین معیریان، هادی منبتی، الهام قره&amp;zwnj;خانی،ناصر  میرباقری، امیر مهرتاش مهدوی، محمد زمانیان، علیرضا داد، احسان میرباقری،  رضا رشیدپور،اسرافیل شیرچی، سام مشایخی، فاضل جمشیدی، بابک مانی، محمد رضا  قوام&amp;zwnj;پور، جواد میر هاشمی، مونا میرباقری، فخرالدین میرباقری، فریدون  خسرویان، بهرام گوهری، علی ظهوری&amp;zwnj;راد، شراره ایرانی، جمید پورکرباسی، محمد  حسین فردوسی، حمید جواهری، حسام حاجی&amp;zwnj;عباسی، امید مردان بیگی، جواد  میرهاشمی.&lt;br /&gt; در ادامه لوج تقدیری توسط &amp;laquo;حمید سمندریان&amp;raquo; به استاد &amp;laquo;جمشید مشایخی&amp;raquo; اهدا  شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; *طهمورث: مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; همیشه اسطوره بود و هست&lt;br /&gt; در ادامه &amp;laquo;سیاوش طهمورث&amp;raquo; روی سن آمد و گفت: در این مراسم همه در وصف مرحوم  &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; گفتند تا او را اسطوره کنند اما من می&amp;zwnj;گویم که او اسطوره  بود. با او ایام خوبی داشتم اما متأسفانه نتوانستم با او هم&amp;zwnj;بازی شوم و از  این بابت خیلی حسرت می&amp;zwnj;خورم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; *توکلی: مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; مسئول مشغول بود&lt;br /&gt; به گزارش فارس، در بخش پایانی این مراسم &amp;laquo;هوشنگ توکلی&amp;raquo; روی سن آمد و گفت:  در حوزه روانشناختی یک مطلبی خواندم که به دلم نشست. در این مطلب یک  تقسیم&amp;zwnj;بندی صورت گرفته بود و انسان را به دو دسته مشغول و مسئول تقسیم بندی  کرد. اما مرحوم &amp;laquo;خسرو شکیبایی&amp;raquo; مسئول مشغول بود. او سیاست را خوب می&amp;zwnj;شناخت  اما جزو هیچ فرقه&amp;zwnj;ای نبود. او سالم و سلامت زندگی کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; به جز سخنرانان و تقدیرشدگان، از دیگر حضار در این نشست می&amp;zwnj;توان به:  محمدرضا جعفری&amp;zwnj;جلوه، هوشنگ گلمکانی، اکرم محمدی، هارون یشایایی، داریوش  اسدزاده، امیر سیدزاده، میکائیل شهرستانی، رضا بنفشه&amp;zwnj;خواه، فرزین محدث، رضا  فیاضی، آناهیتا همتی، صدرالدین حجازی، محمد متوسلانی، جعفر پناهی، مسعود  رایگان، نظام&amp;zwnj;الدین کیایی، حبیب رضایی، امیر زند، حسین خانی&amp;zwnj;بیگ، حبیب  ایل&amp;zwnj;بیگی، احمدرضا اسعدی، رحمان مقدم، محمد زرین&amp;zwnj;دست، بهاره رهنما، فرهاد  بشارتی، هائده حائری، حمیدرضا افشار، اصغر بیچاره، رضا استادی، امیرمحمد  زند، جلیل فرجاد، مازیار رضاخانی، مهرداد صدیقیان، مهرداد فلاحتگر و ...  اشاره کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مصطفی کرمی تصویردار مصدوم سینما هم مهمان ویژه این جشن بود.&lt;br /&gt; &amp;laquo;علیرضا عصار&amp;raquo; نیز در پایان این مراسم قطعاتی را اجرا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; این مراسم راس ساعت 22 به اتمام رسید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class="body" style="text-align: justify;"&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62538_974.jpg" border="0px" alt="" width="420" height="280" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62539_283.jpg" border="0px" alt="" width="393" height="262" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62540_195.jpg" border="0px" alt="" width="399" height="266" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62541_690.jpg" border="0px" alt="" width="387" height="258" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62542_147.jpg" border="0px" alt="" width="403" height="269" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62543_765.jpg" border="0px" alt="" width="406" height="271" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62544_502.jpg" border="0px" alt="" width="375" height="250" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62547_666.jpg" border="0px" alt="" width="424" height="283" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62548_264.jpg" border="0px" alt="" width="402" height="268" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62549_926.jpg" border="0px" alt="" width="412" height="275" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62550_365.jpg" border="0px" alt="" width="378" height="252" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62551_761.jpg" border="0px" alt="" width="411" height="274" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62552_145.jpg" border="0px" alt="" width="421" height="281" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62553_373.jpg" border="0px" alt="" width="433" height="289" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/4/21/62554_109.jpg" border="0px" alt="" width="387" height="258" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/16</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5300163</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5300163</guid>
      <pubDate>Mon, 12 Jul 2010 20:42:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شعری زیبا از دکتر شریعتی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="https://mail.google.com/mail/?ui=2&amp;amp;ik=b77fe2be9f&amp;amp;view=att&amp;amp;th=1299ef8142c859be&amp;amp;attid=0.1&amp;amp;disp=emb&amp;amp;zw" alt="" width="388" height="555" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;پریشانم&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;چه می&amp;zwnj;خواهی&amp;zwnj; تو از جانم؟!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;مرا بی &amp;zwnj;آنکه خود خواهم اسیر  زندگی &amp;zwnj;کردی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;خداوندا!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;اگر روزی &amp;zwnj;ز عرش خود به زیر آیی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;لباس فقر پوشی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;غرورت را برای &amp;zwnj;تکه نانی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;&amp;zwnj;به زیر پای&amp;zwnj; نامردان  بیاندازی&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;و شب آهسته و خسته&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;تهی&amp;zwnj; دست و زبان بسته&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;به سوی &amp;zwnj;خانه باز آیی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;زمین و آسمان را کفر می&amp;zwnj;گویی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;می&amp;zwnj;گویی؟!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;خداوندا!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;اگر در روز گرما خیز تابستان&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;تنت بر سایه&amp;zwnj;ی &amp;zwnj;دیوار  بگشایی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;لبت بر کاسه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj; مسی&amp;zwnj; قیر اندود بگذاری&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;و قدری آن  طرف&amp;zwnj;تر&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;عمارت&amp;zwnj;های &amp;zwnj;مرمرین بینی&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;و اعصابت برای&amp;zwnj; سکه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj; این&amp;zwnj;سو  و آن&amp;zwnj;سو در روان باشد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;زمین و آسمان را کفر می&amp;zwnj;گویی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;نمی&amp;zwnj;گویی؟!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;خداوندا!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;اگر روزی&amp;zwnj; بشر گردی&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;ز حال بندگانت با خبر گردی&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;پشیمان می&amp;zwnj;شوی&amp;zwnj; از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;خداوندا تو مسئولی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;خداوندا تو می&amp;zwnj;دانی&amp;zwnj; که انسان  بودن و ماندن&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;در این دنیا چه دشوار است&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000bf;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #336600; font-size: 13.5pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;چه رنجی &amp;zwnj;می&amp;zwnj;کشد آنکس که انسان  است و از احساس سرشار است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/15</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5292912</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5292912</guid>
      <pubDate>Sat, 10 Jul 2010 20:04:50 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سریال 48 با هنرنمایی شهرام امیری</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff6600;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;در پی استقبال چشمگیر از سریال &amp;laquo;24&amp;raquo; مدیران شبکه فاکس اعلام کردند که درصدد  ساخت سریالی جدید تحت عنوان &amp;laquo;48&amp;raquo; هستند. سریال 48 داستان زندگی یک دانشمند  هسته ای ایرانی است که در کشور عربستان به دست نیروهای اطلاعاتی این کشور  ربوده شده و سپس تحویل نیروهای آمریکایی می گردد. آمریکایی ها این دانشمند  ایرانی را به کشورشان منتقل می کنند و سعی می کنند تا با انجام انواع و  اقسام شکنجه ها، وی را وادار به همکاری کنند.&lt;br /&gt; داستان از آن جا جالب تر و جذاب تر می شود که این دانشمند هسته ای ایرانی  تصمیم می گیرد برای به رخ کشیدن قدرت خود و کشورش، هر چهل هشت ساعت یک بار  از دست مامورین آمریکایی فرار کرده و با آپلود کردن فیلمی از خود در سایت  &amp;laquo;یوتوب&amp;raquo; جنایات آمریکایی ها را افشا کند. وی پس از هر بار آپلود فیلم در  یوتوب، دو مرتبه خود را تسلیم نیروهای آمریکایی می کند تا بدین ترتیب  اقتدار آن ها را زیر سوال ببرد.&lt;br /&gt; گفتنی است قرار است آقای &amp;laquo;شهرام امیری&amp;raquo; بازیگر سرشناس ایرانی، آمریکایی، به  عنوان بازیگر اول در این سریال ایفای نقش کند. شنیده ها حاکی از آن است که  تاکنون دو اپیزود از این سریال ساخته شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nedayekavir3.persianblog.ir/post/14</link>
      <author>امیر شکیبا</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=295923&amp;postID=5246959</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-295923.post-5246959</guid>
      <pubDate>Tue, 29 Jun 2010 19:51:36 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
